درباره نویسنده
یکی مثل خیلیها.
دانشجوی رشته زراعت و اصلاح نباتات هستم.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • یکی مثل خیلیها.
صفحات اختصاصی
  • چرا با خدا
  • نیایش
مطالب اخیر
  • سفره عید
  • یا حسین
  • چین آمد
  • دوشنبه ۱۱ مهر ،۱۳٩٠
  • تفسیر نماز
  • شعر طنز لیلی و مجنون
  • هفت سالگی
  • اگه کوسه ها آدم بودن
  • اشکی در گذرگاه تاریخ
  • خدا هست
  • ما رو چه
  • بنام دوست
کلمات کلیدی مطالب
  • امام حسین (۱)
  • هفت سین (۱)
  • تفسیر نماز (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اسفند ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



یکی مثل خیلیها
چرا با خدا

وقتی کسی که خیلی خیلی برات عزیزه بهت تلفن میزنه بهش میگی الان حالتو ندارم بزار بعداً ، میگی حوصلتو ندارم .. میگی کاتر دارم برو .... بی ادبی نیست ؟یا که همونجا هر کاری داری تعطیلش میکنی تا با عزیزت صحبت کنی ...دور و برت رو خلوت میکنی تا بتونی راحت باهاش دردو دل کنی ؟چطور میشه نماز اول وقت که تماس فوری خداجون با ماست رو میخوایم بعداً جواب بدیم ؟
کی دوست داشتنی تر از خدا ...چه تماسی اورژانسی تر از نماز ؟
به قول بزرگی ... رسم عاشقی تأخیر نیست !
به نظرت کار داشتن و حوصله نداشتن و وقت نداشتن و .... بهانه مناسبیه برای نماز اول وقت نخوندن و به تأخیر انداختن تماس خداجون ؟